سبز مثل زندگی...

با همون شیوه ای که گفتم مرخصی گرفتمنیشخند و امروز عصر میرویم به وطن ... امیدوارم جاده شلوغ نباشد و همه چیز روبراه باشدچشمک

ولی محمد گفته که جمعه جاده شلوغه و نمیشه برگردیم باید شنبه برگردیم حالا از صبح دارم هی فکر میکنم چه جوری این یکی رو بگممممممممممممممم!!خجالتتا این لحظه هزار تا چاخان به ذهنم رسیدهشیطان حالا نمی دونم دقیقاً تا کمتر از 5/1 ساعت دیگه کدومش رو باید جلوی مدیرم عملی کنم.. خداییش این دفعه دیگه استرس بهم دست داده هااااااااااابروخدا این یکی رو رحم کنهوقت تمام

 

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جیگیلی

باهمون اعتماد به نفس برو جلو[مغرور][شوخی][مغرور][متفکر]

paria

خوشحالم که زندگی تون سبزه[قلب][فرشته] حالا حالشو ببر فعلا . بعدا یه کاریش می کنی . ایشالله همه چیز به خوبی و خوشی تموم می شه[چشمک]

مهران

نه به شما نه اينكه مدير ما به زور منو مي فرسته مرخصي [نیشخند]

ندا

من کاری ندارم مرخصی داده یا نداده . سوغاتی من کوش؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

سمیه مامان ایلیا

آره به خدا خودم عکساش و که می بینم اینقدر پشیمون میشم که اجازه دادم موهاش و کوتاه کنه باباش . البته اجازه که ندادم خودش سرخود این کار و کرد روزی صد بار هم بهش میگم حیف موهای این بچه نبود. البته خدایی این تابستونیه حسابی حال کردا بچم سرش خلوت بود.[نیشخند]

جوجو

sلام خوش بگذره خانومی مراقب خودت باش

lili

[لبخند] سلام. چه خبرا؟ خوبی؟ خوش میگذره؟

عطیه

سلام خانومی... جداَ فقط به این خاطر ماشینتون رو توقیف کردن! کاش همه جا رو اینطور کنترل میکردن و وضع رانندگی تو شهر اینقدر شلم شوربا نبود!!!!! بلاخره مرخصی رو گرفتی؟! البته فکر کنم الان دیگه هم سفر رو رفتین و هم برگشتین و الانم سرکاری! پس چرا نمی آپی گلی؟!