ماسوله !

امروز صبح با مامانم صحبت می کردم که می گفت رفتن ماسوله و به یاد بچگی هام برام دو تا عروسک دستباف خریدن ! و من ناخودآگاه رفتم به ١٠ سالگیم .. روزی که با مدرسه رفته بودیم اردو و بابام بهم ١٠٠ تومان پول داده بود که در اون زمان پول خیلی خیلی زیادی بود! ما قرار بود انزلی و آستانه اشرفیه و ماسوله بریم که دقیقاً‌ یادم نیست که چرا ماسوله نرفتیم ولی وقتی رسیدیم آستانه اشرفیه و یه جایی هم نگه داشتن که مثلاً‌ سوغاتی بخریم ... چشمتون روز بد نبینه هر چی توی کیفم رو گشتم دیدم پوله نیست که نیست !!گریهمنم یه دوستی داشتم به اسم کتی که از اول ابتدایی تا سوم راهنمایی باهاش دوست بودم یادش بخیر! الان می دونم که پزشکه... کتی هر چی بهم گفت که من بهت پول قرض میدم بیا الان تو هم یه چیزی بخر ولی من فقط نشستم ته مینی بوس و گریه کردمنیشخندنیشخند گریه اساسی از اون مدلهایی که آب دماغ هی پایین میاد و به زور میشه بالا کشیدشخجالت صورتم خیس از اشک شده بود هر چی معلممون باهام حرف زد درست نشدم که نشدم... بچه روحیه اش خراب شده بود به خاطر 100 تومانچشمکخلاصه من ته مینی بوس تنها نشستم و گریه کردم و نه توی انزلی و نه توی آستانه اشرفیه پیاده نشدم و فقط تمام اردو رو گریه کردمخندهچقدر لوس و بچه ننه بودمخجالت خلاصه وقتی عصر رسیده بودم خونه چشمام اندازه نخود شده بود و مامان و بابام با دیدن قیافه ام نگران شده بودن که چه اتفاقی افتادهزبانوقتی بهشون گفتم بابام گفت دخترم بیا قشنگ کیفت رو بگردیم پیداش می کنیم اصلاً مهم نیست که! بعد کیفم رو گشت و یه 100 تومنی پیدا کردشیطانالبته من همون موقع هم فهمیده بودم که بابام یه 100 تومنی دیگه خودش گذاشته بودچشمکو این قضیه جوری توی روحیه من تاثیر گذاشت که دیگه ماسوله هم نرفتمعینک و هنوز وقتی مامان و بابام هم اون حوالی میرن یاد من میافتن و مامانم هم چند روز پیش که رفته بود ماسوله به یاد اون قدیم قدیما و یه دختر دماغو و تخس دو تا عروسک بافتنی که سوغات ماسوله است برای اون دختر تخس که الان برای خودش خانمی شده خریدنیشخند

بچگی هم برای خودش عالمی داشت هاااااااا

/ 11 نظر / 61 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پریا

من یه ثانیه از بچگی هام با همه ی مظلومیت هام(آخه خیلی مظلوم بودم)رو به خوش ترین لحظه ی بزرگسالیم هم نمی دم . اون دوران حتی بدترین لحظاتشم خوش بودن . چون بی دغدغه تر و پاکتر از الان بودن

مونا

ای جااااااااااااااااااااااااانم جیگر اون دختر تخس و لوس رو [ماچ]

نگی

واقعاً ، اي كاش هميشه بجه بوديم تا تنها غم زندگيمون گم كردن 100 تومن پول ميشد...[ناراحت] براي خودمون عالمي داشتيما... ولي بهت توصيه ميكنم حتماً بري ماسوله مخصوصاً اگه شب بموني ، فوق العاده شده...[ماچ][قلب]

lili

آخی! دختر اینهمه اشک رو از کجا آوردی؟[چشمک] راستی دلت برای دیدن اونجا تنگ نشده؟

خانوم گل

یاد بچگیها بخیر هم خوشیهاش هم ناراحتیهاش رنگ و بوی متقاوتی داشت

......گلابتون...........

سلام عزیزم.... کاشکی بزرگ نمی شدیم.... دلم ژر می زنه وقتی بچه ها رو بی دغدغه و بی خیال می بینم... وشحال و خوشبخت باشی عزیزم

بچه مثبت !!!

آخی دلم برا معصومیتت سوخت راحله اون زمان که ته مینی بوس گریه می کردی اونم از اون گریه ها که وصفش کردی خدا نکشتت دخمل .....![نیشخند]

Soha

راحله جون من تو رو لینک کردم اگه دوست داری منو با اسم "جوجو" لینک کن[ماچ]