توهم سوسکی

به مدت ١۵ دقیقه عکس خودم و عشقولی رو گذاشتم ولی فکر کنم کسی ندیدنیشخند دلتون بسوزه ( البته با ندیدن ما چیزی رو از دست ندادیدمتفکر .........

دیشب نصفه شب ییهویی احساس کردم که یه چیزی روی گردنم راه میره با دست زدم بهش گفتم شاید گردنبندمه ولی ییهو توی اون خواب و بیداری گفتم وای سوسک بوددددددددددددشیطان بلند شدم در موبایلم رو باز کردم که یه نوری بیاد حداقل که مطمئن شم توهم زدم آخه خونه ما سوسک نداشته از وقتی هوا گرم شده نمی دونم این سوسکهای ۵ کیلویی قده یه اسب از کجا اومدن خلاصه توی همون نور کم احساس کردم  روی بالشتم یه چیز قهوه ای رنگ دیدم یواش زدم به عشقولی گفتم محمد..... توی خواب ..... جانم ...... چی شده؟ گفتم فکر کنم سوسک روی گردنم داشت راه میرفت ییهو انگار برق سه فاز از کله اش پرید گفت چی ؟ سوسک ( عشقولی از سوسک متنفره در حد مرگگگگگگگگ) گفت اشتباه کردی گفتم نمی دونم ولی احساس می کنم سوسک بود بلند شد رفت پیف فاف رو آورد کلی به درز حموم زد همش می گفت از کجا امکان داره اومده باشه آخه حتی وقتی از حموم میایم بیرون سریع یه گوله روزنامه میزاریم روی اون دریچه چاه.... خلاصه برقها  رو روشن کرد داشت یواش یواش دنبال سوسک می گشت منم با ناراحتی میگم : چرا این سوسکها اینقدر سراغ من میان؟! عشقولی :آخه میان تو رو بوس کنننگران

من : بیا بخواب ولش کن شاید اشتباه کردم .... ییهویی عشقولی : اینهاش روی کیف تو نشسته...

من :کلافه خلاصه سوسک رو کشت و من تازه یاد حرکتهای پای سوسک روی گردنم افتادم ساعت هم 5 صبح بود من دیگه نمی تونستم بخوابم به زحمت خوابم برد جالبه که توی همون مدت خواب دیدم یه خونه نو خریدیم به هرچی دست میزنم زیرش از اون سوسک گنده هاستخمیازه اینم ماجرای سوسکی.... همیشه یکی از افتخاراتمون این بود که خونمون سوسک نداره آخه توی این تهران واقعا این افتخاره حالا با تأسف میگم که خونه ما سوسکهای مدل اسبی داره ....اه اه اه بهش فکر هم می کنم چندشم میشه...

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
من

سلام من می خواااااااااااااااااااااااااااااااااااام عکسسسسسسسسسسسسس ببینم[قلب] من امروز نبودم . الان اومدم دیدم همون قبلی اینجاست . دوباره دوباره یه بار فایده نداره[ماچ]

من

نمی دونم پست سوسک منو خوندی یا نه ؟ منم از سوسک متنفرم . همه تدابیر امنیتی هم براش در نظر گرفتم . برای درپوش چاه حموم بجای روزنامه ازین توری ها که متری می فروشند بگیر به اندازه دو برابر قطر چاه ببر بعد درپوش چاه رو بذار تو این توریه بعد بذار رو چاه . اینطوری اگر یه موقع آب هم بریزه رد میشه [زبان]و هیچ شوشکی هم ازش رد نمی شه . ببینم کانال کولر رو توری زدی ؟ اگر نزدی همین امروز بزن[گل]

من

اون سوسک بود نوشتم شوشک . با کیبورد بدون برچسب فارسی تایپ کردن همین می شه دیگه

عسل بانو

وایییییییییییییی سوسک . اصلا نمیتونم یه لحظه بهش فکر کنم !!!![سبز] راستی از آشنایی باهاتون خوشحالم ... انشالله روزی تو که مامان بشی .....[قلب]

هاله

راحله جون نيست كه[سوال]

علیرضا

سلام وبلاگ خوبي داري موفق باشي خوشحال ميشيم از سايت ما هم ديدن كني منتظريم

دختر مشرقی

سلام. وبلاگتونو خیلی دوست داشتم. من شما را لینک کردم کمتر میشه از وبلاگی خوشم بیاد و برام مهم نیست کسی منو لینک کنه یا نه. امیدوارم بتونم از تجربیاتتون استفاده کنم. موفق باشید[تایید]

رسول

سلام....انتخاب فونتت عالیه..قلم با حالی هم داری گیرا و جذاب ...ولی یه سوال همیشه برام مطرحه...چرا سوسکها میرن سراغ خانم ها بیشتر ..؟ من اگه سوسکی بیاد سراغ طاهره که تا حالا چند بار اومده سریع السیر با یه تکه کاغذ سوسک رومیگیرم ...میبرم سر به نیستس میکنم و طاهره هم دیگه آروم میشه...الهی برسیم به سالهای دور از سوسک..ما که عاشقانه بیست ساله همدیگه رو میپرستیم ....و شما هم الهی که قسمتتون بشه و پای هم باشید تا بی نهایت ..

رسول

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]....الهی که همیشه خودتون و بلاگ قشنگنون گل باشه ..ولی عمرتون نه نه نه ..........[خداحافظ]

کاوه

تق تق تق...یا الله..ببخشید اینجا فقط خانمها هستند ..یا اقایون هم میتونند بیان تو..؟ یا الله ..سلام م م م م م[خجالت][خجالت]شرمنده از مزاحمت...خواستم بگم دارم معتاد نوشته هات میشم....خدا کنه عشقولی عزیزت بیشتر مواظبت باشه ...و کمکت کنه....تاحسابی سر پا بشی...و هر روز آپ کنی ..چون هر پست شما ...که بنویسی .....یه عالمه دعا از طرف من داری...حالا من مستجاب الدعوه هستم.؟؟//..[خنده].[خنده]..و هر چی بیشتر تاخیر کنی ...یه کم...ن ف [شوخی][شوخی][گل][گل][گل][گل] ...[سبز]....آفرین و صد آفرین ..توی وبلاگها نمره کامل بهت میدم ..موفق باشی