مهمونی

از هفته پیش که تصمیم گرفتم یه مهمونی توی خونه امون بگیرم تمام فکر و ذهنم مشغول شده ... دو تا لیست جداگانه تهیه کردم یکی لیست مهمونهام که هی کم و زیاد میشدن و فکر کنم دیگه ثابت شدن و یه لیست از خریدهایی که باید انجام بدم که یه سریش رو چهارشنبه شب از هایپراستار خریدیم .... از پارسال تا حالا مهمونی دوستانه خونه امون نگرفته ام یعنی نه فرصتش بود و نه حوصله اش.... ولی شاید حالا یه انگیزه برای این مهمونی داشتممتفکر ... لیست خریدهام رو هی بالا و پایین میکنم و سعی می کنم که همه چیز برای صبح پنج شنبه آماده باشه تا بتونم در کمال آرامش همه چیز رو آماده کنم و البته یه خانمی هم برای کمک بهم میاد که خیلی برای شب آویزون و خسته نباشم... چقدر خوبه که آدم برای خودش یه انگیزه داشته باشه مثلاً همین که می خواهم یه مهمونی بگیرم چند روزی سرم رو گرم می کنه و امیدوارم همه چیز خوب پیش بره....

برای سال 2010 با همسرم تصمیمهای مهمی گرفته ایم که امیدوارم همه اشون همون جور که میخواهیم پیش بره ... خدا رو چه دیدی شاید سال دیگه این موقع خیلی دورتر از دوستام باشم .... فاصله زیادی که شاید هیچ جوری نشه پرش کرد......

/ 7 نظر / 6 بازدید
زنجبیل

کاراتونو کردین؟ به سلامتی . ایشالا که همه چیز به خوبی ژیش بره و مهمونی هم خوش بگذره

خود خودم

موفق باشی هم در مورد مهمونی هم برنامه ریزیهات[گل]

غزال

میتونم بپرسم کدوم کشوری؟

ندا

بابا تو دیگه خیلی با کلاس شدی برنامه هات رو بر اساس سال میلادی می چینی!!! در هر صورت امیدورام به هر چی میخوای برسی [ماچ]

شیرین

امیدوارم مهمونیت به خوبی پیش بره. برنامه های 2010 هم همونطوری که میخواین درست بشه. حالا کجا؟ [زبان]

طنین

سلام راحله قشنگم .کمک نمیخوای؟ امیدوارم مهمونیت به خوبی برگزار شه و بهتون خوش بگذره یعنی چی ازمون دور میشی نکنه شماهم می پرین اونورآب[نیشخند]

بهار

راحله جون امیدوارم مهمونی بهت خوش بگذره اگه تهران بودم نمی ذاشتم هیچوقت دست تنها باشی دوست جونم.با اینکه خیلی ناراحت می شم اگه بری ولی آرزو می کنم هرچی که تو دوست داری همون بشه[ماچ]