فرهنگ آپارتمان نشینی

به خدا فرهنگ آپارتمان نشینی هم خوب چیزیه که خدا رو شکر نصف اهالی آپارتمان ما ازش بی بهره ان حالا میگم چرا ؟ عشقولی چند ماهیه که مدیر ساختمون شده و مشکلات ما از همون روز شروع شده چون هر چی بلای آسمونی بود توی این مدت سر ساختمون اومده اول از همه چند وقت پیش پسرای واحد ١ داشتن توی حیاط بازی می کردن که ییهو یکی از سنگا از نمای ساختمون افتاد پایین بس که ساختمون بناش محکمه در عرض ٧ سال این سقوط آزاد اتفاق افتاد و خدا رو شکر روی سر بچه ها نیفتاد.... این کار البته یک مزیت داشت و این که پسرهای شر و شور این خانواده دیگه اجازه اومدن به حیاط رو نداشتن و از سروصداشون راحت شدیم البته این خانواده مستأجر بودن و الان رفتن .خلاصه که وقتی عشقولی مدیر ساختمون شد جز اولین کاراش چند نفر رو آورد و داربست زدن و نمای ساختمون رو رولپلاک کرد و من هر چقدر گفتم اول پول بگیر بعد کار رو انجام بده گوش نکرد که نکرد می گفت می گیرم ازشون و خلاصه ۶٠٠ هزار تومان از جیب مبارک گذاشت و تا حالا که چند ماهی گذشته فقط ٢ واحد پول دادن و ۵ واحد پولی ندادند علیرغم اینکه بارها بهشون متذکر شدیم ... در عملیات خرابی بعدی چاه فاضلاب خونه در پارکینگ ریزش کرد و از شانس ما دقیقا همونجایی که ما ماشین رو پارک می کنیم خلاصه چند روز بوی گند کل ساختمون رو گرفته بود و باز هم فردین بازی عشقولی به اوج رسید و چند نفر رو آورد و گفتن ریزش نکرده و یه بلاهایی سرش آوردن و درست شد و کلی خرده کاری که یادم نیست حالا از اینها گذشته این اهالی محترم شارژ ماهیانه شان را به مدت ٣ ماه است پرداخت نکرده اند و قصدم از این همه حرف این بود که...........

دیروز که از سر کار رفتم خونه دیدم روی برد یه کاغذ گنده زدن و با ماژیک مشکی پررنگ نوشتن

با عرض سلام خدمت مدیر محترم ساختمان

لطفا نسبت به نظافت ساختمان اقدام نمائید

با تشکر

خدایی وقتی اینو دیدم دلم می خواست بزنم لت و پارشون کنم چون ٣ هفته است که عشقولی از قصد نگفته بیان تمیز کنن و ساختمون گند بگیره شاید رگ غیرتشون بالا اومد و هزینه ها رو بدن.... من با عصبانیت رفتم بالا و زنگ زدم به عشقولی و با حرص براش تعریف کردم  گفتم حقشون بود که سنگا می افتاد رو سرشون تا شاید عقلشون می اومد سر جاش ....و وقتی عشقولی اومد خونه بهش گفتم دیدی؟  با خونسردیگفت : هزینه ها رو دوباره زدم چون اون آدم پررو هزینه ها رو هم از برد کنده بود خدایی بعضیها فرهنگ آپارتمان نشینی ندارن تازه پریشب همسایه پایینیمون ساعت ١ شب اومده در خونمون می گه میشه کلید پارکینگ رو به من بدید من که خواب بودم ییهو از صدای در چنان از خواب پریدم که نگو و نپرس ولی عشقولی مثل اینکه تازه می خواست بخوابه ... خلاصه که این ساختمون ما حکایتها داره و به امید خدا ما تا چند وقت دیگه از اینجا میریم و از دست این اهالی راحت میشیم

/ 5 نظر / 3 بازدید
من

سلام راحله جون تو چند تا از پست هایی که تو آرشیوت بود راجع به کلاس رقص نوشته بودی . من دوست دارم یه رقصی رو حرفه ای یاد بگیرم . ترجیحا اسپانیایی . اگر دوست داری بهم آدرس بده [لبخند] در مورد آپارتمان نشینی و فرهنگش همیشه تو هر آپارتمانی ازین آدما پیدا میشن . آدم مجبوره تحملشون کنه . هر چی تعداد واحدهای آپارتمان بالاتر میره تعداد این بی فرهنگ ها هم زیادتر میشه . واقعا مدیریت آپارتمان و در افتادن با اینجور آدما کار سختیه

من

وااااااااااااای راحله جون دستت درد نکنه . خیلی خیلی ممنونم . لطف کردی[ماچ]

هاله

ما هم چند ماه مدیر شدیم دیدیم این اهالی بلا نسبت شما بی شعور تر از اینهان که بخواهی براشون کاری کنی واسه همین این پست مهم را مجدد" تقدیم خودشون کردیم . جز دردسر و زحمت چیز دیگه ای نداره[تایید]

نازی

خیلی لطف کردی عزیزم .ممنونم از راهنمایت .حتما اگه مشکلی بود مزاحمت میشم. بازم ممنون[ماچ]

من

روزت مبارک راحله جون[گل]