Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker بازگشت عشقولیم - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
بازگشت عشقولیم
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۳٠  

عشقولیم دیشب برگشت ... یک عدد عشقولی برنز که بیشتر دماغش با آفتاب سوخته و از لحظه ای که وارد خونه شد موبایلش همش زنگ خورد و اینقدر در مورد کار و پروژه و تعجیل در پروژه و هزار تا کار دیگه حرف زد که من این شکلی شده بودم

دیشب تا اومدیم بخوابیم دوباره موبایل عشقولی زنگ زد گفت : باید خاموش می کردم.... من باز این شکلی  رفت موبایلش رو خاموش کرد تلفن خونه زنگ زد من این شکلی گفتم کیه گفت حسین .. همونی که فردا عروسیشونه گفتم بردار شاید کار واجب داره بعد فهمیدیم که ماشینمون رو برای عروسیش می خواد آخه فردا عروسیشونه دیگهخلاصه اینکه دیشب من همش این شکلی بودم

ولی مهم اینه که عشقولیم برگشت و کلی بوس بوسیش کردم

راستی من هنوز هیچی کادو نخریدم