Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker اولین روز ماه رمضان - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
اولین روز ماه رمضان
ساعت ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٢  

دم همه اونهایی که ساعت کاری رو ٩ کردن گرممممممممم چون:

من به جای ١ ساعت باید ١:٣٠ توی ترافیک بمونم چون ما که ساعت کاری خودمون ٩ بوده و الان هم هیچ تغییری نکرده باید توی ترافیک خیلی سعی کنیم که با آرامش توی ماشین بشینیم.... واقعاً‌ هیچ کاری توی این کشور از روی اصول انجام نمی شه و همین طوری یه قانونی وضع میشه که به جای آسایش مردم بیشتر اسباب ناراحتیشون رو فراهم می کنن..... فکر کنید باید توی ترافیک فوق العاده وحشتناک که ماشینها لاک پشتی حرکت می کنن  بشینی از گرما شیشه ماشین هم پایینه گهگاهی یه کامیون هم رد میشه کلی دود نثارت می کنه که هر چی عطر به خودت زدی به فنا بره و راننده هم گهگاهی یه لایه ای بین ماشینها می کشه که یک ابسیلون از ماشین جلویی جلوتر بیفته... تازه به خاطر راحتی جلو نشسته باشی بعد سه تا مرد گردن کلفت پشت نشسته باشن و بلند بلند یا با خودشون حرف بزنن یا با موبایلشون ... راننده هم صدای رادیو رو تا جایی که می تونه زیاد کرده باشه بعد پیاده میشی و عین آدمهای بافرهنگ منتظر میشی که چراغ سبز بشه و رد بشی بعد همین که سبز شد و داری رد میشی چند تا ماشین خودشون رو به کوری زدن و شاید دچار کوررنگین و از چراغ رد میشن خلاصه میری سوار تاکسی بعدی میشی تا اینجای کار بیشتر از نیم ساعت دیر رسیدی باز میرسی شرکت می خوای بگی به به چه روز قشنگی ولش کن بیخیال همه اون چیزهایی که گذشت می بینی بهت تلفن وصل می کنن صدای یه آقایی رو می شنوی که دیروز بیشتر از ده بار شرکتشون رو گرفتی و جواب نداده با احترام بهش میگی من یه سوال داشتم شما این محاسبه رو از کجا در آوردید با خونسردی میگه قیمت روز خانوم قیمت روز روغن اینقدر بوده ! براش با آرامش توضیح میدم که باید از رویCommercial Invoice  حساب کنی آقایی که ادعا می کنن مدیر بازرگانی هستن میگن خانم فارسی بگو ببینم چی میگی !!!! باز هم توضیح میدم صداش کم کم میره بالا میگه اصلاً ب* ی * م* ه نمی خواد پول بده ادا در میاره بازم خونسردیم رو حفظ می کنم میگم نه جناب اینجوری نیست من تازه قبل از ترجمه و ارسال مدارک شما به اون ور آب یک ماه پیش راهنماییتون کردم که کاش نمی کردم ( اینو توی دلم گفتم ) باز صداشو میبره بالا .... روی سگم میاد بالا منم صدامو میبرم بالا میخواستم بگم برو گمشو پرونده اتو دادگاهی کن بعد اون موقع ببینم چی گیرت میاد......... باز هم سعی می کنم با آرامش حرف بزنم و حق رو بهش بدم که کلی خسارت کالا دیده و ناراحته ولی دیدم م* ر * د* ک اصلاً حرف توی کله اش نمی ره با احترام میگم من یه سؤال کردم شما به کجا که نکشوندید باز هم با آرامش خداحافظی می کنم و وقتی گوشی رو میزارم کلی با حرص بهش بد و بیراه میگم و میگم حالتو میگیرم تا بفهمی ادب یعنی چی ؟ به خاطر انرژیهای مثبتی که از صبح تا حالا بهم رسیده الان قیافه ام اینجوریهکلافه

هر چی بیشتر می گذره مطمئن تر میشم که اینجا جای موندن نیست باید یه تصمیم جدی بگیرم... 

پ . ن : در راستای تکمیل شدن امواجهای مثبت دیروز .... عشقولی دیروز متوجه شد که کیف مدارک ماشینش که شامل گواهینامه - کارت ماشین - بیمه ماشین - کارت سوخت رمزدار( زدی به کاهدون رمز داشت نیشخند) را گم کرده و بعد از تبادل افکار بسیار زیاد به این نتیجه رسیدیم از عصر جمعه که ماشین رو بردیم کارواش و من تقریباْ یادمه که توی داشبورد ماشین بود دیگه هیچ اثری از مدارک دیده نشده امروز صبح هم عشقولی رفت کارواش گفت شاید طرف دیده باشه توش پول نیست به عنوان گمشده تحویل بده که متاسفانه نبود و حالا شما تصور کنید گرفتن المثنی کلیه مدارک ذکر شده چقدر وقت می گیره... هزار دفعه بهش گفته بودم توی داشبورد جای مدارک نیست گوش نکرد این شد دیگه... ولی کاش پیدا میشد..... حالا الکی گناه کسی رو نشورم شاید اصلا کارواش گم نشده باشه جای دیگه افتاده باشه.... برامون کلی امواج مثبت بفرستید شاید شاید پیدا شد....