Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker دردهای وبلاگی - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
دردهای وبلاگی
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٠  

چند روزیه که به شدت کمر درد دارم دست چپم درد میکنه صبحها که از خواب بلند میشم از گردنم خشکه خشکه.... چند وقتی بود که این کمردرد مسخره گاهی سراغم می اومد و وقتی جمعه عصر با دوستای عشقولی و خانمهاشون رفتیم پارک و چند ساعتی روی زمین نشستم واقعاً کمر درد امونم رو برید و وقتی ساعت ٢ شب برگشتیم خونه احساس می کردم تمام پشتم خشکه خشک شده و تا صبح کلافه کلافه بودم تازه شنبه صبح هم باید با مدیرمون می رفتم جلسه ..... اصلاً فکر نمی کردیم جلسه امون اونقدر طول بکشه ولی بدبختانه نزدیک ٢ ساعت طول کشید و دیروز تا عصر که توی شرکت بودم از کمر درد داشتم دیونه میشدم به عشقولی گفته بودم به دوستش بگه که از داییش که فوق تخصص ستون فقراته برام یه وقت بگیره عصر عشقولی زنگ زد گفت امروز دکتر توی بیمارستان عرفانه خلاصه منم ساعت ۵ آژانس گرفتم و رفتم دفتر عشقولی و سریع باهم رفتیم اونجا که البته خیلی به دفتر عشقولیم نزدیک بود من تا حالا بیمارستان عرفان نرفته بودم عجب بیمارستان خوب و تمیزی درست کردن .... خلاصه که رفتیم پیشش گفت در سن وسال شما دیسک یا آرتروز بعیده .... ازم پرسید چند ساعت کار می کنم و چند ساعت در روز ورزش؟! منم با شرمندگی گفتم ٨ ساعت کار هفته ای یکبار جمعه ها ١ ساعت پیاده روی واقعا خودم خجالت کشیدم وقتی این جمله رو گفتمخجالت گفت خانم شما حداقل باید روزی دو بار و هر بار ۴٠ دقیقه ورزش کنید وگرنه با این خشکی کمر و گردن به مرور آرتروز میگیرید گفت یوگا برو شنا برو بادی بیلدینگ برو و ..... حالا کی برم معلوم نیست چشمک فقط توی خواب وقت دارمنیشخند پیش خودم گفتم دلت خوشه آقای دکتر من تا برسم خونه و یه غذایی درست کنم از خستگی بیهوش میشم توی این تهران لعنتی وقتی برای هیچ چیز نمی مونهسبز عشقولی هم که همیشه از این که من هیچ تلاشی برای اندکی ورزش کردن نمی کنم حرص میخورهکلافه.... خلاصه گفت برو یه عکس از کمرت بگیر و زود بیار ما هم رفتیم عکس گرفتیم و تا اینجای قضیه با بیمه تأمین اجتماعی که به مفت هم نمی ارزه ٣٠ هزار تومان ناقابل پیاده شدیم آخه این تأمین اجتماعی چه جور بیمه ایه که جاهای درست حسابی باهاش قرارداد ندارن؟! من و عشقولی هم  ترجیح میدیم اون ٣ یا ۴ هزار تومان رو بیشتر بدیم ولی حداقل برای سلامتیمون یه ذره ارزش قائل بشیم مگه چیزی با ارزشتر از سلامتی هست ... حیف اون حق بیمه هایی که هر ماه از حقوقمون کم میشه .... خلاصه عکس رو هم دید گفت خوشبختانه چیز خاصی نیست البته باید یه آزمایش روماتیسم هم بدیتعجب که اگر مشکل خاصی بود به یه روماتولوژیست معرفیت کنم من چون همیشه موج مثبت به مریضی میدم میگم صددر صد چیز خاصی نیست ولی بهم گفت فعلا با آب درمانی هفته ای ٣ دفعه استخر شروع کنم و یه سری نرمش ..... یکی به من بگه من چجوری و کی برم آخه استخر گریهحالا چاره ای نیست باید یه برنامه ای بریزم.... راستی عشقولی به من میگه عوض اینکه از صبح زل بزنی توی صفحه مانیتور و هی وبلاگ بخونی یه ذره نرمش کنگاوچرانولی شماها که غریبه نیستید مگه میشه وبلاگ نخوندزبان خلاصه که از این وبلاگ خونی این مریضی هم نصیبمان شدابرو ولی من که از رو نمیرمنیشخند