Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker شمال....... - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
شمال.......
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٢  

بالاخره امروز بعد از 90 روز میرم شمال توی این سالهای زندگیم هیچ وقت نشده بود این همه خونه نروم و مامانم اینا رو نبینم حتی زمان دانشجوییم..... اگرچه من دلم می خواست بعد این همه مدت حداقل یک هفته شمال می موندم ولی حیف که نمی شه و همش گرفتار این کار لعنتی هستیم باز جای شکرش باقیست که همین 2 روز هم می توانیم برویم مامانم خیلی دوست داره بیاد پیشمون ولی وقتی من از صبح تا عصر سرکارم اون توی خونه چیکار کنه آخه بعدش جای به اون خوبی رو ول کنه بیاد توی یه آپارتمان کوچولو.... خلاصه اینکه این کار مارو از همه چیز عقب انداخته همیشه برای گرفتن یک روز مرخصی باید دلشوره داشته باشیم  البته من مرخصی فردا رو گرفتم و به امید خدا امروز عصر حرکت می کنیم ناگفته نمونه که فرداشب چالوس یه عروسی دعوت شدیم و همین بهانه ای برای رفتنمون شد حالا به قول عشقولی شاید رفتیم خونه مامان اینا اصلا حس عروسی پرید......راستی دیروز عصر رفتم آرایشگاه و موهام رو کوتاه کردم البته کوتاه که نه همون مدل تیکه تیکه هر 3 ماه میرم  به موهامو یه صفایی میدم .... مادرشوهرم اینا هفته بعد همین روز میرن حالا دقیقا معلوم نیست کی برگردن ولی بلیطشون 3 ماه اعتبار داره..... برادرشوهرم برای دیدنشون دل تو دلش نیست آخه دقیقا از بعد از عروسی ما که آبان 85 بوده ایران نیومده یعنی در واقع مشکل سربازی داره و نمی تونه بیاد .این دولت هم که هرروز یه قانون وضع می کنه بعد شب که مردم میخوابن و صبح فرداش که بیدار میشن نقضش می کنن خداییش هیچ جای دنیا اینقدر با حساب و کتاب نیست !! یک نمونه ساده اش هم همون قانون خرید سربازی برای افراد خارج از کشور بود که تیتر روزنامه ایران روزنامه ملی جمهوری اسلامی ایران بود که وقتی عشقولی رفت دنبال کارای داداشش گفتن کی گفته و رسما نقض کردن دیگه چه میشه چاره ای جز تحمل نیست....

دو شبه که تلویزیون و رادیو دارن خودشون رو با خبر فرو ریختن ساختمان در سعادت آباد خفه می کنن ای بابا مگه این اولین دفعه است که از این اتفاقا می افته چند روز دیگه سر و صداهاش می خوابه و بیچاره اون 17 کارگری که مردن و اون 17 تا خانواده ای که عزادار بچه هاشون و همسراشون شدن یکی نیست بگه کم توی جواز دادن زیرمیزی بگیرید ...... نه اینکه بعد اینکه این اتفاقها می افته کاسه چه کنم چه کنم رو دستتون بگیرید ...

البته که اون کله گنده ها به فکر جیب خودشون هستن این 17 نفر هم مردن که مردن خدا بیامرزدشون تقدیرشون این بود دیگه.............. چیز دیگه ای هم به نظرتون بلدن بگن....... گوشمون از شنیدن این حرفها پر شده .......