Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker سوغاتی - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
سوغاتی
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٩  

اینو باید دیروز می نوشتم

از سفر میاد یار من امروز

گره وا میشه از کار من امروز

عشقولیم دیشب اومد وای که تا بغلش کردم انگار تمام دنیا رو بهم دادن واقعاً زندگی مشترک یعنی این.... عشقولی که گفت دیگه بدون من هیج جا تنها نمیره ولی خوب بعضی اوقات پیش میاد و آدم مجبور میشه که برای کارش تنها بره دیگه......

و اما از سوغاتیSuperhero که سوژه ای است در نوع خودش عشقولی گفت همه چیز گرون بود ولی برات شلوار جین آوردم تا پلاستیک رو باز کرد گفت اه من که ۴ تا خریده بودم چی شد پس چرا دو تاست؟ بعد گفت شاید توی چمدون دوستم گذاشتم خلاصه من با یک ذوق فراوان شلوار اولی رو پوشیدم و به تمام معنی گشاد بود یعنی قیافه هر دومون دیدنی بود گفت تو گفتی ٢٨-٢٩ منم همونو خریدم به سایزش نگاه کردم گفتم این که ٣٠ ولی اشکال نداره ... نمی خواستم دلشو بشکونم گفت ۴ تا هم برات خریدم من اصلا نمی دونستم چی بگم اونم هی می گفت ولی چه حیف یه ذره بزرگه خلاصه زنگ زد به دوستش گفت ببینه بقیه اش توی چمدون اونه یا نه ؟! ییهو گفت وای اینا شلوارای دوستمه اشتباه شده پلاستیکامونHippie .... بعد دوستش گفت آره اشتباه شده خلاصه کلی خندیدیم عشقولی هم گفت ولی واقعا بزرگ بودن نمی دونستم اصلا چی بهت بگم هر جوری حساب می کردم میدیدم اصلا نمیشه.... خلاصه بعد شام رفتیم خونشون و شلوارارو گرفتیم و به به حالا اینا رو باید بودید می دیدید یکی از یکی بهتر و قشنگتر خوش فرمتر و شیکتر ولی یکیشون که تامی هم هست برام کوچیکه خیلی هم قشنگه حالا خداکنه اندازه خواهرشوهرم بشه چون خیلی قشنگه خلاصه که دستش درد نکنه خیلی خیلی توپ بودن .... دستت درد نکنه عشقولی من راضی به زحمتت نبودم تازه عشقولی برای خودش هیچی نخریده بود....