Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker موج اشتباهی نفرستید لطفاَ .... - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
موج اشتباهی نفرستید لطفاَ ....
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٥  

دیشب خونه یکی از دوستای محمد مهمون بودیم ... اولین بار بود که خونه اشون می رفتیم اگر چه من از دیروز صبح عزا گرفته بودم که فردای مهمونی باید چه جوری بیام سرکار و دقیقاً‌ همین جوری شد ... اگر چه دیشب اصلاً‌ مهمونی خاصی نبود و یه دور همی با شرکای محمد و خانمهاشون بود ولی تا برسیم خونه و بخوابیم ساعت از ٢ هم گذشته بودto_take_umbrage.gifto_take_umbrage.gif

امروز صبح یک دقیقه قبل از اینکه ساعتم زنگ بزنه بیدار شدم و به حدی خوابم می اومد که احساس می کردم هر لحظه امکان داره بخورم زمین و الان دقیقاً‌ عین منگها منتظرم ساعت ۵ بشه و برم خونه و بخوابم( این آیکون یه نکته بی تربیتی داره به من چه  )

ایهاالناس وقتی خودتون سر کار نمیرید و صبح تا هر وقت دلتون می خواهد می تونید بخوابید به فکر من کارمند بینوا باشید و وسط هفته لطفاً‌ دعوتمان نکنید اگرچه بابت همه چیز قدردانی می کنما چون شامشون خیلی خوشمزه بود و نکته بهتر اینکه برای امروز من هم بهم غذا دادن

پی نوشت : اون برنامه سفر که می خواستیم بریم داره از ٢ نفره تبدیل میشه به یه مسافرت ۶ نفره با خانواده شوهرچون برادرشوهر جان به شدت دلتنگ برادر و خواهرشان هستن connie_wimperingbaby.gif  و پیشنهاد مسافرت دسته جمعی دادن که خودش هم بتونه بیاد اونجا و دیدارها تازه شود connie_wimperingbaby.gifای به خشکی شانسconnie_wimperingbaby.gifconnie_wimperingbaby.gif یکی نیست بگه مادرشوهر جان شما که ۶ ماه کانادا بودی بیا از خیر این مسافرت بگذرgirl_cray2.gifgirl_cray2.gif

میدونید چیه اصلاً‌ من دلم مسافرت دو نفره می خواست نکنه شما یادتون رفته بود وقتی موج میدید بگید دو نفرهههههههههgirl_cray2.gif