Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker همین جوری - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
همین جوری
ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٠  

من خوبم ...... فقط مطلبی برای نوشتن به ذهنم نمیاد که بنویسم....

به شدت اعصابم از دست این قشر بازاری به هم ریخته ..... بعد از دو ماه که هفته پیش کابینتهامون رو نصب کردن البته بدون در..... و هی امروز و فردا میکردن امروز متوجه شدیم که اون کارخونه ای که درهای کابینت رو می زنه دستگاهش خرابه و هنوز به کار ما دست نزده شما بودید حرص نمی خوردید از فروشگاهی که مبلها رو خریدم تا حالا ده بار زنگ زدن که بیاین مبلهاتون رو ببرید ولی ما می خواستیم کار این کابینت کارهای خونه خراب کن تموم بشه و خونه رو تمیز کنیم و بعد مبلها رو بیاریم تازه هفته پیش از یه مغازه ای توی ولیعصر پرده سفارش دادیم که اصل شارلاتنه و رسماً به خاطر بیعانه مجبور شدیم که ازش پرده پذیرایی رو بگیریم و پرده های اتاق خوابها رو از یه جای دیگه ..... حالا تا چند روز دیگه اونها هم حاضر میشه و به خاطر بدقولی کابینت کارها کل برنامه های ما بهم خورده اصلاً نمی دونیم چیکار کنیم..... فقط دعا کنید این کابینت کارها زودتر بیان و شرشون کم شه دیگه از این بلاتکلیفی خسته شدم ..... همه کارهامون پیچیده به همدیگه .دیگه گفتیم امروز میاد کارش رو تموم میکنه و ما تا آخر هفته دیگه جابجا میشیم البته اینجا هم مستاجر نیستیم ولی به خاطر خریدهایی که کردیم می خوام زودتر جابجا شیم و بیشتر از این شلم شوربا نشه....

واقعاً خدا نصیب گرگ بیابون هم نکنه که مجبور شه با این جور آدمها سرو کله بزنه...