Daisypath Anniversary Years PicDaisypath Anniversary Years Ticker کاش میشد..... - "خاطرات با هم بودنمان"

 
 
 
کاش میشد.....
ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٩  

دیروز با یه جعبه شیرینی اومد ....... یه سلام کرد و جعبه رو گذاشت جلوم ...... همین ......... منم حتی نگاش نکردم ......... دلم ازش بدجوری گرفته دست خودم نیست..... به خاطرش گرفتار یه مسائلی شدیم که کلی توی زندگیمون اضطراب و نگرانی و تشویش آورده ..........

کاش همه دلخوریهای دنیا با یه جعبه شیرینی حل میشد ...... واقعاً‌ بعضی اوقات یه حرفهایی مثل یه زخم رو قلب آدم می شینه ... بعضی اوقات بعضیها خوب اون چهره اشون رو به آدم نشون میدون.... دیشب رفتم روی تخت دراز کشیدم و یک ساعت به سقف زل زدم و فکر کردم ........ دچار خوددرگیری شدم....... احساس خوبی ندارم.... واقعاً بدجوری قلبم رو شکست.... خودم صدای خرد شدنش رو شنیدم.... هر کاری می کنم حرفهاش از گوشم بیرون نمیره....... کاش یه فرصتی میشد به دور از همه این تشویشها با عشقولیم میرفتم یه مسافرت ... ولی به خاطر خیلی چیزها الان اصلاً ‌فرصتش نیست....

تا زمانی هم که حس نکنم  می تونم با این قضیه کنار بیام نمی خواهم هیچ تصمیمی بگیرم .....

فردا دوست جونم میره برای اولین سونوگرافی و دیدن فرشته آسمونیش ..... خدایا ازت میخوام همه جوره هواش رو داشته باشی و جبران اون دفعه رو بکنی ..... خدایا خیلی چیزها فقط از تو بر میاد با همه وجودم ازت می خوام که این ٩ ماه همه جوره هوای این مامان مهربون رو داشته باشی......... 

امروز اینو خوندم و خیلی خوشم اومد :

" خداوندا برای آنچه که هستم و آنچه که دارم تو را شکر....

می شد از این بهتر باشد ... من نخواستم.....

می شد از این بدتر هم باشد ..... تو نخواستی ....."